وبلاگicon
مدتی با نماز - نماز

صدایی سبز، مرا به سویت فرا می‏خواند.

روح از تنگناهای تاریک و زنجیرهای اسارت، آرام آرام بیرون می‏خزد.
 
از خویشتن تهی و از شوق سرشار، دعوتت را لبیک می‏گویم.
 
جسم خاکی‏ام را با پاک‏ترین تحفه آسمانی، شست‏وشو داده و آماده پرواز در افلاک می‏شوم.
 
سجاده‏ای سبز، به استقبال لحظه ‏های نورانی نمازم می‏شتابد.

با قامتی راست، رو به قبله‏ گاه خدا می‏ ایستم و در خلوص لحظه ‏های سبز راز و نیاز،
 
عظمت و بزرگی‏ات را در کوچکی و ناتوانی‏ام فریاد زده و به هر چه غیر توست، پشت پا می‏زنم.

با هر کلام، گل‏ های سرخ و زرد، در سجاده‏ام می‏شکفند؛ سرمست از بوی شامه‏ نوازشان می‏شوم.
 
تمام ثانیه‏ هایم، رنگ عشق می‏گیرند. دست‏هایم، دو بال می‏شوند رو به آسمان.

سبکبال‏تر از همیشه، در هوای تازه ملکوت، تا مرز شکستن فاصله‏ ها بالا می‏روم
 
بالا و بالاتر؛ تا آن هنگام که خاک مُهر، سجده‏ام را در آغوش کشد.
 
به یاد آورم منزلگاه اول و آخرم را
 
درست در لحظه ه‏ای که در اصل خودم بیارامم و شیطان‏ های مغلوب و رو سیاه، از من و نمازم بگریزند.



تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱٥ | ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • فروش بک لینک | قالب وبلاگ