وبلاگicon
نقش نماز جماعت در وحدت بخشی وانسجام جامعه - نماز

اتحاد و یکپارچگی ملی و فراملی در سطح جوامع اسلامی، یکی از مهم ترین ضرورت های تاریخی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان در جهت ایستادگی و پویایی و پایداری هویت اسلامی است و از اساسی ترین عوامل عزت و پیروزی کشورهای اسلامی در همه صحنه ها به شمار می رود؛ همان گونه......

 


 که امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: «امت های پیشین مادامی که با هم اتحاد داشتند، در حال پیشرفت و شکوفایی بودند و به عزت و اقتدار دست یافتند؛ خلافت و وراثت زمین را به دست آورده و رهبر و زمامدار جهان شدند».

دعوت به وحدت و هم گرایی، یک ضرورت قرآنی و سیره نبی اکرم است: (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرّقُوا)، تفرقه و جدایی نیز از دیدگاه قرآن کریم یک عمل ناصواب و زیان آور است: (وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکمْ)، اینجاست که ایجاد یک اتحاد ملی و همبستگی و انسجام اسلامی در جهت پویایی جامعه ای اسلامی و فراگیر ضروری می نماید. تحقق این اتحاد و انسجام و پایداری آن، نیازمند روش ها و ابزارهایی است که از متن دین برخاسته باشد؛ هر چند امروزه استفاده از نهادهای فرامدرن همچون رسانه های جمعی و اینترنت برای بیان و تبلیغ باورهای دینی بسط و گسترش فراوانی یافته است، با این حال برخی از شیوه های سنتی در عرصه باورسازی و تولید اندیشه اتحاد و انسجام، دارای حوزه تأثیر فراگیر و عمیقی است؛ همچون آیین های نماز جمعه و جماعات و مناسک حج.

آنچه کارکرد این نهادهای دینی و مذهبی را در زمینه ایجاد یک وحدت ملی و انسجام اسلامی افزایش می دهد، این است که این نهادها در ذات خود تبلیغ کننده همبستگی و اتحاد می باشند؛ همانطور که حضرت امام(ره) در این زمینه می فرماید: «اسلام این گونه اجتماعات را فراهم کرده تا از آن استفاده دینی بشود، عواطف و برادری و همکاری افراد تقویت شود، رشد فکری بیشتری پیدا کنند و برای مشکلات سیاسی و اجتماعی خود راه حل هایی بیابند و به دنبال آن، به جهاد و کوشش دسته جمعی بپردازند».

نماز جمعه در قرآن

قرآن کریم مردم را به «کلمه توحید»، یعنی ایمان به خداوند متعال و توحید کلمه، یعنی اتحاد و همبستگی همه گروه ها و طبقات مردم دعوت کرده است: (قُلْ یا أهْلَ الْکتابِ تَعالَوْا إِلی کلِمَه سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکمْ ألاّ نَعْبُدَ إِلاّ اللّهَ وَ لا نُشْرِک بِهِ شَیئًا)؛ «بگو ای اهل کتاب، بیایید به سوی کلمه واحد که مشترک بین ما و شماست (که می تواند برای همگان هدف و مقصود باشد) که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم».
شریعت اسلام برای تحقق این معنا، مردم را به تشکیل اجتماع تشویق کرده به طوری که رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: «یدالله مع الجماعه» و روز جمعه نیز ظرف و وسیله ای برای تحقق این مطلوب مقرر گردیده است. در حقیقت نماز جمعه یکی از شعائر عبادی است که قرآن کریم به حفظ و استمرار آن توصیه اکید دارد: (وَ مَنْ یعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإِنّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ).

اهمیت جمعه و این اجتماع هفتگی، به حدی است که در قرآن کریم سوره ای به نام این فریضه نامگذاری شده است. خداوند متعال در سه آیه پایانی سوره جمعه مردم را به اقامه نماز جمعه تشویق و ترغیب کرده است: (یا أیهَا الّذینَ آمَنُوا إِذا نُودِی لِلصّلاه مِنْ یوْمِ الْجُمُعَه فَاسْعَوْا إِلی ذِکرِ اللّهِ) در شأن نزول این آیه شریفه نوشته اند: پیامبر خدا(ص) با مردم نماز جمعه می خواند و مشغول خطبه خواندن بود. در این میان یک کاروان تجارتی فرا رسید و سر و صدا ایجاد شد. مردم نماز را رها کرده و به سمت کاروان شتافتند و به غیر از 12 نفر بقیه پیامبر(ص) را تنها گذاشتند. در این حال این آیات نازل شد: (إِذا رَأوْا تِجارَه أوْ لَهْوًا انْفَضّوا إِلَیها وَ تَرَکوک قائِمًا)؛ «هنگامی که آن ها تجارت یا سرگرمی و لهوی را ببینند، پراکنده می شوند و به سوی آن می روند و تو را ایستاده (در حالی که خطبه می خوانی) به حال خود رها می کنند».

سوره جمعه ابتدا با تسبیح و حمد الهی آغاز می شود؛ خدایی را سپاس می گوید که از میان مردم رسولی را از جنس خودشان مبعوث کرد تا آیات کتاب الهی را بر آنان بخواند: (هُوَ الّذی بَعَثَ فِی اْلأُمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ)؛ رسولی که مردم را به اعمال نیک و اخلاق حسنه رهنمون می گرداند و کتاب و حکمت و معارف صحیح به آنان می آموزد. آیات بعدی، یعنی آیات ششم تا نهم این سوره شکل تهدید و تذکر به خود می گیرد و مردم را از سرنوشت قوم یهود بیم می دهد که نسبت به کتاب خویش و عمل به آن سستی به خرج داده و آن را رها کردند: (مَثَلُ الّذینَ حُمِّلُوا التّوْراه ثُمّ لَمْ یحْمِلُوها کمَثَلِ الْحِمارِ یحْمِلُ أسْفارًا). از این آیات چنین استنباط می شود که اگر فریضه نماز جمعه در روح و جان جامعه جاری و ساری نباشد و محتوای راستین خود را نداشته باشد، مردم به همان سرنوشتی دچار می شوند که قوم یهود گرفتار شدند.

وقتی لزوم عمل به شریعت و اهتمام به آیات خداوند بیان شد و مردم به عواقب ترک احکام الهی آگاه شدند، زمینه برای بیان بزرگ ترین اجتماع شریعت اسلامی که همان نماز جمعه است، آماده می شود. آنچه در این آیات مورد سفارش و تأکید می باشد، شناختن و روی آوردن به ذکر خداست که مراد از ذکر خدا به قرینه آیات دیگر همان نماز جمعه است و آنچه که از آن نهی می شود، پرداختن به تجارت دنیا و به طور کلی هر کاری است که انسان را از یاد خدا باز می دارد. خداوند متعال محور اصلی و بنیادی جامعه و زیربنای زندگی فردی و اجتماعی را «ذکر الله» می داند؛ آنچه که ریسمان محکم الهی است و موجب ایجاد همدلی و وحدت و همگرایی می شود.

اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند، یکی از ساز و کارهای عملی وحدت میان امت های مسلمان است که خداوند متعال در این آیات به آن اشاره کرده و تأثیرات آن را متذکر شده است.

جایگاه نماز جمعه در روایات

روایاتی که در زمینه نماز جمعه وارد شده اند، دو دسته اند: یک دسته روایاتی که مردم را به شرکت در نماز جمعه و بهره مندی از فوائد آن تشویق می کند. امام باقر(ع) از امام علی(ع) روایت می کند که حضرت فرمود: «من بهشت را برای شش گروه ضمانت می کنم... کسی که برای حضور در نماز جمعه خارج شود و مرگ او فرا رسد».

امام صادق(ع) نیز فرمود: «ساعتی که دعا در آن مستجاب می شود، وقتی است که امام جمعه خطبه می خواند و همه آماده نماز هستند»؛ زیرا خداوند به جماعت مسلمین عنایت ویژه ای داشته و درهای رحمت را از زمین و آسمان بر ایشان می گشاید».

روز جمعه به دلیل اجتماع مسلمین در این روز ارزش بیشتری دارد. امام صادق(ع) در روایتی فرمود: «خداوند جمعه را بر دیگر روزها برتری داده است. بهشت در روز جمعه برای کسانی که به سوی آن بیایند، تضمین شده و شما به همان اندازه که برای نماز جمعه از یکدیگر سبقت می گیرید، به سوی بهشت سبقت گرفته اید».

اتحاد و همدلی جامعه یکی از نمونه های تجلی رحمت خداوند است و رحمت خداوند باید شامل همه آحاد جامعه بشود. به همین جهت در متون دینی به حضور در نماز جمعه اشاره شده است؛ از جمله:

کارگران؛ پیامبر اکرم(ص) فرمود: «کسی که برای انجام کاری در روز جمعه شخصی را استخدام می کند، نیاید او را از شرکت در نماز جمعه بازدارد؛ اگر چنین کند، مرتکب گناه شده و اگر مانع او نشود، در ثواب نماز او شریک خواهد بود».

روستائیان؛ در برخی از کتب تاریخی آمده است: مردم روستای قبا روزهای جمعه در مدینه حاضر شده و با پیامبر(ص) نماز جمعه می خواندند. 

زندانیان؛ حضرت امیر(ع) زندانیان را با ضمانت اولیا آن ها آزاد می ساخت تا در نماز جمعه شرکت کنند، بعد اولیائشان آنان را به زندان بازگردانند.

دسته دوم روایاتی هستند که مردم را از ترک بی جهت نماز جمعه به شدت برحذر می دارد. لحن بسیار شدید و تهدید کننده این روایات به این جهت است که ترک نماز جمعه، در اصل خروج از جماعت مسلمین و موجب تفرقه و اختلاف در جامعه اسلامی است. پیامبر اکرم(ص) پس از اقامه اولین نماز جمعه چنین فرمود: «همانا خداوند سبحانه و تعالی نماز جمعه را از همین سال و از همین ماه و از همین ساعت واجب نمود؛ پس هر کسی که آن را در حال حیات من و بعد از رحلت من تا روز قیامت از روی انکار یا سهل انگاری و عدم توجه ترک نماید، خداوند پریشانی او را جمع نگرداند و به عمر و مال او برکت ندهد؛ آگاه باشید چنین شخصی (به دلیل سبک شمردن نماز جمعه) نمازش قبول نیست؛ حجی برای او نیست و صدقه او مورد قبول نمی باشد، مگر اینکه توبه کند».

امیرالمؤمنین(ع) در نامه ای به یکی از فرمانداران خویش به نام حارث همدانی، او را از مسافرت در روز جمعه منع می نماید تا اینکه فریضه جمعه را به جا آورد. 

امام باقر(ع) نیز در روایتی فرمود: «نماز جمعه واجب و تجمع و اجتماع در نماز جمعه به همراه امام نیز فریضه دیگری است. اگر کسی نماز جمعه را در سه جمعه بدون عذر و علت ترک نماید، سه فریضه را ترک کرده و هر کس سه فریضه را ترک نماید، منافق است». از همین روست که در نماز جمعه مستحب است در رکعت اول سوره جمعه و در رکعت دوم سوره منافقین قرائت شود. امام در روایت دیگری فرمود: «خداوند با سوره جمعه، مؤمنین را گرامی داشته و پیامبر(ص) این سوره را در رکعت اول مقرر داشت تا موجب بشارت و مژده مؤمنین باشد و سوره منافقین را نیز در رکعت دوم قرار داد تا نشانی بر توبیخ و ملامت و سرزنش منافقان شود».

تأثیر نماز جمعه بر وحدت اسلامی در بستر تاریخ

یکی از آموزه های مهم قرآن کریم و از سفارش های مؤکد رسول گرامی اسلام(ص)، حفظ وحدت است. پیامبر اکرم(ص) همواره امت را به اتحاد و همبستگی و دوری از تفرقه و پراکندگی دعوت می نمود و از این رهگذر، صفوف مسلمین را به بنیان مرصوصی تبدیل نمود که به وسیله آن قدرت و شوکت و عزت اسلام در همه زمینه های اجتماعی و سیاسی و... جلوه گر گردید. نقش راهبردی پیامبر(ص) در جهت وحدت امت اسلامی در دو زمینه تحقق یافت؛ ابتدا روحیه اخوت و برادری و مسئولیت پذیری را در جامعه نهادینه کرد و با بستن عقد اخوت میان همه مسلمانان مهاجر و انصار، جامعه را به سمت اتحاد و یکپارچگی سوق داد. این مسئله در شرایط آن روز از چنان اهمیتی برخوردار بود که خداوند متعال در قرآن کریم به آن اشاره نموده و از مؤمنین می خواهد شکر آن را به جا آورند: (وَ اذْکرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیکمْ إِذْ کنْتُمْ أعْداءً فَألّفَ بَینَ قُلُوبِکمْ فَأصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانًا)؛ «به یاد بیاورید نعمتی را که خداوند به شما ارزانی داشت؛ آن زمان که دشمن همدیگر بودید و خداوند میان شما محبت و صمیمیت برقرار کرد و شما را برادر قرار داد».

پیامبر اکرم(ص) در اقدام دوم اجتماعاتی را پایه ریزی کرد تا این اخوت و برادری را تقویت نموده و بستری برای تحقق اتحاد و انسجام میان مسلمین باشد. بیشتر تاریخ نگاران و مفسران بر این عقیده اند که اولین نماز جمعه در اسلام را اسعدبن زراره به دستور پیامبر(ص) و قبل از هجرت پیامبر(ص) به مدینه اقامه کرد. پیامبر اکرم(ص) خود نیز اولین نماز جمعه را در مسیر هجرت خود، زمانی که در محله قبا بر قبیله بنی عمرو بن عوف فرود آمدند، اقامه نمودند. هرچند در این مسئله میان تاریخ نگاران اختلاف وجود دارد، ولی به طور مسلم پیامبر(ص) در آغازین روزهای بعد از هجرت، اقامه جمعه نمودند. شواهد تاریخی دالّ بر این است که اقامه نماز جمعه جزء صلاحیت های پیامبر(ص) و یا کسانی بوده که توسط ایشان انتخاب می شدند. این سنت پس از پیامبر(ص) نیز باقی ماند و برگزار کردن نماز جمعه، یکی از شئون زمامدار مسلمین به شمار می رفت. فقط خلیفه مسلمانان حق داشت نماز جمعه را اقامه کند و در بلاد مختلف افرادی را به عنوان امام جمعه تعیین نماید. این فریضه الهی در اتحاد و یکپارچگی جامعه اسلامی چنان جایگاهی یافت که عدم شرکت در آن، به منزله مخالفت و قیام علیه نظام حاکم بود؛ زیرا این اجتماع عظیم دینی مظهر اتحاد و یکپارچگی امت اسلامی بود و اگر کسی قصد شورش و قیام علیه حکومت وقت را داشت، در نماز جمعه او شرکت نمی کرد؛ همچنان که برخی از سران کوفه برای دعوت امام حسین(ع) در نامه ای برای بیان عدم همراهی خود با حکومت یزید نوشته بودند: «ما در نماز جمعه شرکت نمی کنیم». پس از رحلت پیامبر(ص) و با پدیدار گشتن تفرقه و جدایی در میان مسلمانان اهل بیت (ع) جانب مصلحت فرو نگذاشتند و با گذشت از حق شرعی و قانونی خویش گاه شیوه سکوت برگزیدند و گاه به تقیه رو آوردند تا مانع از ایجاد دو دستگی و اختلاف در جامعه و در نتیجه آسیب دیدن نهال نوپای اسلام شوند. امام علی(ع) در دوران خلفای راشدین در نماز جمعه آن ها شرکت می کرد. زراره می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم عده ای، معتقدند امیر مؤمنین(ع) بعد از نماز جمعه چهار رکعت نماز می خواند. حضرت فرمود: «از آنجا که امیر مؤمنین پشت سر امام فاسق نماز می خواند، نماز ظهر خویش را اعاده می نمود. وقتی از ایشان سؤال کردند، فرمود: " إنَّها أرْبَعُ رَکعَاتٍ مُشَبِّهاتٍ"؛ (حضرت به اشاره فرمود که نماز خود را اعاده می کنم) و سکوت کرد».

این روایت و احادیث مشابه آن، شاهد بر این است که تحکیم وحدت اسلامی از اساسی ترین اهداف ائمه اطهار(ع) بوده و به هر وسیله ای، حتی با شرکت در نماز جمعه مخالفان، سعی در حفظ این اتحاد و انسجام اسلامی داشته اند.

در روایتی که به حدیث «حث» شهرت یافته، زراره چنین روایت می کند: «امام صادق(ع) آنقدر ما را به نماز جمعه تشویق و ترغیب نمود تا اینکه گمان کردم مراد حضرت این است که ما بر گرد ایشان جمع شده و نماز جمعه بخوانیم. گفتم: آیا بر گرد شما جمع شویم؟ (به امامت شما اقامه جمعه کنیم؟) حضرت فرمود: "خیر، منظورم همان نماز جمعه ای است که نزد خودتان بر پا می شود"».

پس از دوران ائمه(ع) و در عصر غیبت، میان علمای شیعه در زمینه عبادات سیاسی همچون نماز جمعه اختلاف نظراتی پیش آمد. عده ای معتقد بودند که اقامه آن مختص به امام معصوم(ع) بوده و در زمان غیبت و عدم حضور امام، قابل اجرا نیست. برخی نیز قائل به اجرای آن توسط نائبان عام امام معصوم(ع)، یعنی فقهای جامع الشرایط شدند. از آنجا که خلفا و زمامداران به لحاظ جنبه های سیاسی نماز جمعه، اقامه آن را حق خود می دانستند و فقهایی هم که معتقد به جواز اقامه آن در عصر غیبت بودند، عدالت را شرط امام جمعه می دانستند؛ نماز جمعه رونق کمتری یافت. در مواردی هم که برگزار می شد، این فریضه الهی آن حالت قداست و مردمی بودن را از دست داده بود. امام جمعه فقط یک ابزار دست سلطان و خلیفه بوده و اجتماعات جمعه نیز که در اصل یک عامل آگاه کننده و بیدار کننده بود، به یک عامل توجیه کننده تبدیل گشت تا فضای عمومی را برای حکومت خلفا و سلاطین آماده و مهیا کند. به همین دلایل تا زمان حکومت صفویه، در ایران نماز جمعه برگزار نشد.

پس از تشکیل دولت صفویه و هجرت بسیاری از علما به ایران، شرایط تقیه از میان رفت؛ به نحوی که برخی پادشاهان این عصر امور دینی مانند قضاوت و امامت جمعه را به علما و فقها واگذار کردند. در این دوران محقق کرکی که خود قائل به وجوب نماز جمعه با حضور فقیه جامع الشرایط بود، برای اولین بار نماز جمعه را با شرایط خاص خودش برگزار کرد. عده ای دیگر از علما نیز در این دوره اقامه جمعه می نمودند؛ همچون علامه مجلسی و محمدبن ماجد بحرانی.

پس از دوران صفویه نیز به مرور زمان، نماز جمعه اهمیت اجتماعی و سیاسی خود را از دست داد و فقط به عنوان یک عبادت محض همانند نمازهای یومیه درآمد و اگر در نقطه ای هم نماز جمعه بر پا می شد، به دور از مناقشات و منازعات سیاسی و اجتماعی بود؛ اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی که حکومتی بر مبنای اسلام به وجود آمد، همراه با تشکیل جمهوری اسلامی و در سایه ولایت فقیه، بسیاری از احکام تعطیل شده اسلام بار دیگر زنده شد. امام خمینی(ره) در پنجم مرداد 1358 طی حکمی فرمان برپایی نماز جمعه تهران را توسط آیت الله طالقانی صادر و در سپیده دم پیروزی انقلاب اسلامی بنیان تحول جدیدی را در زمینه اتحاد و وحدت ملی پایه ریزی کرد. ایجاد همگرایی و به پا داشتن آرمان های مشترک میان مسلمین جهان، حوزه گسترده دیگری بود که همواره مد نظر امام(ره) بود که برای این سیاست کلی نیز به نماز جمعه روی آورد. یک ماه پس از اقامه اولین نماز جمعه، امام خمینی(ره) تدبیر دیگری را برای وحدت امت اسلامی براساس نقش نماز جمعه اندیشید و طی پیامی فرمود:

«جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان روز قدس انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند».

نماز جمعه در این سی و چهار سال انقلاب در زمینه اطلاع رسانی در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، نظامی و بازگویی معارف دینی، بسیج نیروهای مخلص، جذب دل های آماده و تربیت جوانان آزاده، ارائه تحلیل های سیاسی، خنثی کردن توطئه های مختلف دشمنان و ایجاد روحیه امید و نشاط در مؤمنان نمازگزار، نقش کلیدی ایفا نموده است.

نماز جمعه و وحدت ملی و اسلامی

در آموزه های دینی و معارف اسلامی ما همواره انواع تعاملات و پیوندهای اجتماعی، مانند اتحاد و همبستگی، ستایش شده و پراکندگی، اختلاف و تفرقه مورد نکوهش قرار گرفته است. آرمان های بزرگی که اسلام برای مسلمانان و برای بشریت هدیه آورده است، جز در پرتو این اجتماع و وحدت محقق نمی شود؛ از این رو شریعت اسلام دستور به برپایی نماز جمعه داده است تا همواره این پایگاه های وحدت آفرین مورد توجه همگان باشد. برپایی نماز جمعه، در ایجاد اتحاد و انسجام اسلامی کارکردهای مؤثری دارد:

1. تقویت روحیه برادری و صمیمت در جامعه؛ نماز جمعه، وسیله مهمی برای تبدیل یک جامعه ناهمگون به جامعه یکپارچه براساس اشتراکات ملی و مذهبی است. با برپایی نماز جمعه تفاوت های طبقاتی، اختلاف در رنگ و نژاد و زبان برداشته می شود و هیچ امتیازی موجب برتری و تفوق گروهی بر گروه دیگر نمی شود. نماز جمعه، جمعیت صالح و شایسته ای را پدید می آورد که با خودشان دوست و متحد و مهربان و با کافران و مستکبران سخت گیر و آشتی ناپذیرند: (مَعَهُ أشِدّاءُ عَلَی الْکفّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ).

2. ایجاد تشکلی از نیروهای ناپیدای جامعه؛ در دین اسلام که یک شریعت مردمی است، چنین نیست که مسئولیت جامعه متوجه یک طبقه یا یک فرد خاص و گروه معین باشد؛ بلکه همه مردم در قبال یکدیگر مسئول بوده و باید نسبت به مسائل جامعه آگاه باشند. لازم است مسائل و حوادث و پیشامدها با همه مردم در میان گذارده شود تا این مسئولیت جمعی، نمود پیدا کند. اسلام برای اینکه هرچه بیشتر آحاد ملت اسلامی را در متن مسائل و حوادث جامعه اسلامی قرار دهد، یک اجتماع هفتگی را تعیین کرده تا در آن مردم با هم پیوند بخورند و در همه نقاط امت اسلامی جامعه ای عظیم که قدرت و عزت آن را زوالی نیست پدید آید.

3. آگاهی بخشی در مسیر اتحاد؛ دور شدن جامعه از اسلام اصیل، آشنایی و تعبد صرف به ظواهر دینی و نفوذ عقاید خرافی و بدعت ها در جامعه، یکی از علل اصلی تفرقه در امت اسلام است. در طول تاریخ همیشه مساجد را در کنار مدارس می ساختند؛ زیرا در دین داری عاری از دانش، چیزی جز خرافات رشد نمی کند و ثمره علم بدون دین نیز هرج و مرج و فساد خواهد بود. بدترین چالش وحدت اسلامی و اصلی ترین مانع تحقق همبستگی در جوامع مسلمانان، جهل و عقب ماندگی و فروبستگی ذهنی است. یکی از راهکارهای پیشگیری از چالش آفرینی، آشناسازی مردم با تکلیف شرعی و رسالت مکتبی شان است. نماز جمعه، اجتماعی دینی است سرشار و مملو از علم و آگاهی و ره آورد آن، رشد فکری و بلوغ سیاسی می باشد.

امام رضا(ع) در ضمن روایتی می فرماید: «علت اینکه در نماز جمعه دو خطبه مقرر گردیده، این است که نماز جمعه محل اجتماع عموم مردم است و خداوند متعال خواسته که به این وسیله امام جمعه، سبب آگاهی بخشی و موعظه مردم شود؛ آنان را به اطاعت پروردگار تشویق نموده و از عواقب معصیت بترساند، مردم را با مصالح دینی و دنیایی آشنا سازد و حوادثی که بر مسلمانان واقع شده با ایشان در میان گذارد و آنان را از خیر و ضررشان و از صلاح و فسادشان آگاه نماید».


پی نوشت:

. نهج البلاغه، خطبه 5.
. آل عمران (3): 103.
. انفال (8): 46.
. ولایت فقیه، امام خمینی(ره)، ص 180.
. آل عمران (3): 64.
. کنزل العمال، ج 7، ص 558.
. حج (22): 32.
. جمعه (62): 9.
 همان: 11.
. تفسیر نمونه، ج 24، ص 125.
. جمعه (62): 2.
. همان: 5.
. وسائل الشیعه، ج 5، باب 4، ح 3.
. همان، باب 3، ح 1.
. جامع الاحادیث، ج 6، ص 43.
. همان، ص 62.
. سنن ابن ماجه، ج 1، ص 365.
. جامع الاحادیث، ج 6، ص 68.
. بحارالانوار، ج 86، ص 167.
. نهج البلاغه، نامه 69.
. وسائل الشیعه، ج 5، ص 4.
 بحارالانوار، ج 89، ص 138.
. آل عمران (3): 103.
. نماز جمعه در فقه و تاریخ اسلام، حبیب الله عظیمی، ص 21.
. قیام امام حسین(ع)، سید جعفر شهیدی، ص 127.
. وسائل الشیعه، ج 7، ص 301.
. همان، ص 310.
. نماز جمعه در فقه و تاریخ اسلام، همان، ص 39.
. همان، ص 40 و 41.
. صحیفه امام، ج 9، ص 267.
. فتح (48): 29.
. بحارالانوار، ج 86، ص 202.

از سایت :     http://www.hawzah.net



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٩ | ٧:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • فروش بک لینک | قالب وبلاگ