وبلاگicon
نقش نماز در سلامت و بهداشت روان - نماز

فشار روانى، بیمارى تمدن جدید نامیده شده و روز به روز بیمارهاى روانى در دنیا گسترش مى‏یابد به طورى که سازمان بهداشت جهانى WHO بخش خاصى به نام خدمات بهداشت روانى پدید آورد و در سال 1961 یک جنبش بزرگ روان‏پزشکى اجتماعى درآمریکا آغاز شد که برخى آن را انقلاب بزرگ سوم نامیده‏اند.


هر چند روان‏شناسى، رشته‏اى است در حوزه علوم انسانى که به بررسى و شناخت ابعاد روانى و درونى انسان در جهت تکوین و تکمیل آن مى‏پردازد و در راستاى انجام این مسؤولیت مهم، نظریه‏هاى ارائه شده در این حوزه، هر روز کارآمدتر و کاربردى‏تر از گذشته مى‏شود؛ فرایندى که آدمى را به شناسایى ابعاد پیچیده‏تر خویش رهنمون مى‏کند و در پى آن، راهبردهاى سازنده‏تر براى حفظ تعادل انسانى ارائه مى‏دهد؛ که این راهبردها در قرن اخیر و به ویژه در چند دهه گذشته کامل‏تر نیز شده است، اما با این حال، با نگرش ژرف‏تر به ادیان و مذاهب الهى، به ویژه اسلام، درمى‏یابیم که قرن‏ها پیش و به شیوه‏اى رسا و قابل فهم، همه مطالب به دست آمده جدید، دست‏کم در حوزه روان‏شناسى بیان شده است. بر همین اساس است که روان‏شناسان، بخصوص روان‏شناسان سلامت، نقش دین و مذاهب را در زمینه‏هاى مختلف مورد بررسى قرار داده‏اند، به گونه‏اى که امروزه روان‏شناسان ارتباط میان بهداشت و سلامت جسمانى و روانى انسان با اعتقادات و باورها و رفتارهاى دینى و اخلاقى را غیرقابل انکار مى‏دانند. در سال‏هاى اخیر، استفاده از مذهب و اعتقادات دینى مورد توجه سیاست‏گذاران و تدوین‏کنندگان استراتژى‏هاى بهداشت جامعه‏نگر در سازمان جهانى بهداشت (WHO) نیز قرار گرفته و این سازمان بخشى از انتشارات خود را از سال 1992 به آموزش بهداشت از طریق مذهب به عنوان راه‏کار زندگى سالم اختصاص داده است و کتاب‏ها و جزوات زیادى را تحت عناوین دینى نظیر: بهداشت از دیدگاه اسلامى، ارتقاى سطح بهداشت از طریق سبک زندگى اسلامى (Health promotion through Islamic life style) و نیز نقش مذهب و اخلاق در پیش‏گیرى و کنترل بعضى بیمارى‏ها منتشر نموده است.بسیارى از روان‏شناسان نظیر یونگ، فرانکل، تیلیچ و آلپورت معتقدند که یک نظام ارزشى دینى، نقش مهمى در سلامت روانى ایفا مى‏کند. فرانکل (Frankel) مى‏نویسد: «دین سهم زیاد و غیرقابل اندازه‏گیرى در سلامت روانى دارد.» (فرانکل، انسان در جست‏وجوى معنا، ص 94)
تیلیچ (Tillich)، که خود یک کشیش مسیحى است نیز مى‏نویسد: «ایمان به خدا به تمام ابعاد انسان و به تمام شخصیت وى عمق، جهت و وحدت مى‏بخشد. قدرت وحدت شخصیت انسان به ایمان فرد به خداوند بستگى دارد.» (ویلیام جیمز، دین و روان، ترجمه مهدى قائنى، ص 32)
ویلیام جیمز پدر دانش روان‏شناسى مى‏گوید: «زندگى در پرتومذهب دو صفت بارز دارد : سرشار بودن از زحمت محض و بجهت دلیرانه و آرامش باطنى مذهب ، همان قدر که با مسخره بازى‏ها و بیهودگى‏ها دشمنى دارد، با شکایت ازسرنوشت و تقدیر مى‏ستیزد. (ویلیام جیمز ، دین و روان ص 14)
بنیامین راش روان پزشک بزرگ آمریکا مى‏گوید: «دین آن‏قدر براى پرورش و سلامت روح آدمى اهمیت دارد که هوا براى نفس. ( مجله پیوند ، ش 257 ص 38)
یونگ مى‏گوید: «در میان بیمارانى که در نیمه دوم حیاتم با آنها مواجه شدم، یکى نبود که مشکلش در عدم نگرش دینى به حیات نباشد . با اطمینان مى‏توان گفت: همه آنان به دلیل از دست دادن آن چه ادیان زنده هر عصر به پیروان خود عرضه مى‏دارند، احساس بیمارى مى‏کردند و هیچ کدام قبل از بازیافتن بینش دینى، شفاى واقعى نیافتند. (گلنهاوزن ، دین و چشم اندازهاى نو ، ص 162)
مزلو مى‏گوید: «مذهب، پاسخ بسیارى از پرسش‏ها را مى‏دهد، بسیارى از مسائل راروشن و توجیه مى‏کند و به انسان اطمینان و قدرت و امید مى‏بخشد. ( آبراهام مزلو، انگیزش و شخصیت ص 77)

چیستی بهداشت روانی
در مورد بهداشت روان (mental health - health well-being ) تاکنون از سوی پژوهشگران و روان شناسان، تعریف های گوناگونی ارائه شده است . جاهودا به هشت تعریف اشاره می کند :
1. نبود بیماری روانی 2.قدرت تامل در باره خود 3.رشد و خود شکوفایی 4.یکپارچگی همه صفات فرد 5.توانایی کنار آمدن با فشارهای روانی 6. خود فرمان روایی و خود فرمان بری 7.دیدن جهان چنان که در واقع هست 8.تسلط برمحیط و قدرت بر انطباق و سازگاری (حمزه گنجی ، بهداشت روانی ، نشر ارسباران 1376 ص13)
در سال های اخیر انجمن کانادایی بهداشت روانی، سلامت روانی را در سه بخش تعریف کرده است:1- نگرش‌های ناظر به خود مانند تسلط بر هیجان های خود 2-نگرش‌های ناظر به دیگران مانند احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی و مادی3- نگرش‌های ناظر به زندگی مانند پذیرش مسئولیت‌ها. به باور این انجمن بهداشت روانی خوب، شرائطی دارد که عبارتنداز:روبه روشدن با واقعیت، سازگارشدن با دگرگونی‌ها، گنجایش داشتن برای اضطراب ها ، کم توقع بودن، احترام قائل شدن برای دیگران، دشمنی نکردن با دیگران، و کمک رساندن به مردم. (همان ص13-14)
ونتیز، سلامت روان را به هفت ملاک وابسته می‌داند: رفتار اجتماعی مناسب - رهایی از نگرانی و گناه - نبود بیماری روانی - کفایت فردی و خود مهارگری - خود شکوفایی - سازماندگی شخصیت - انعطاف پذیری(همان)
افزون براین تعریف ها هر کدام از مکتب های مختلف روان شناسی نیز، تعریف خاصی ارائه کرده‌اند مکتب زیستی نگری، بر عدم اختلال در دستگاه عصبی و مکتب تحلیل‌گری، بر تعادل سه پایگاه بنیادین شخصیت ( نهاد، من و من برتر) و مکتب رفتارگرایی، بر سازش یاقتگی فرد با محیط و مکتب انسان‌گرایی، بر ارضای نیازهای اساسی و خود شکوفایی تأکید کرده اند.(همان ص14-18)
بدیهی است که هر کدام از این نظریه ها به زاویه ای از وجود آدمی چشم دوخته و از دیگر زوایا غافل مانده‌اند. اما دیدگاهای مختلف می‌تواند مکمل یکدیگر باشند.
اسلام برای تأمین بهداشت روانی،انجام اموری را، پیشنهاد کرده است. یکی از راهکارهای رفتاری برای تامین بهداشت روان، انجام اعمال مذهبی و ازجمله نماز است.
نماز در بردارنده شاخصه هایی است که انجمن کانادایی بهداشت روانی برای بهداشت روان، مطرح کرده است. یعنی نمار هم موجب تسلط بر هیجان‌های خود می‌شود و هم احساس مسولیت در برابر دیگران را در انسان تقویت می‌کند و هم حس مسئولیت‌پذیری را در آدمی زنده می‌سازد. در این مقاله به بررسی این موضوع می‌پردازیم .


1- نماز و تسلط بر خود (آرام بخشی):
نماز عملی است که نشان دهنده رابطه‌ای میان انسان و پروردگار است. قیام خاشعانه و خاضعانه انسان در نماز، در برابر خداوند متعال به او نیرویی معنوی می‌بخشد که حس صفای روحی و آرامش قلبی، امنیت روانی وسلامت روانی را در او پدید می‌آورد.
انسان در نماز با همه اعضای بدن و حواس خود متوجه خدا می شود و از همه اشتغالات و مشکلات زندگی روی برمی گرداند وهمین حالت روی گردانی کامل از مشکلات زندگی و نیندیشیدن به آن در میان نماز، موجب آرامش روان و سلامت روانی می شود.این حالت آرامش روانی، در ایجاد وضعیت سلامت روانی تأثیر بالایی دارد و موجب کاهش شدت فشارهای عصبی روزانه و تنیدگی ها و تنش‌هایی که بسیاری از مردم دچار آن هستند، می شود.قرآن مجید می‌فرماید: "در زندگی از صبر و نماز کمک بگیرید".(بقره (2) آیه 45)
امام صادق(ع) می‌فرماید: "هنگامی که مشکل مهمی برای علی(ع) پیش می آمد، به نماز بر می‌خاست" سپس آیه فوق را تلاوت فرمود. ( تفسیر نمونه، ج1، ص 219)
خداوند متعال در قرآن کریم، درمان تمام نگرانى‏ها و اضطراب‏ها را یاد و ذکر خدا معرفى مى‏کند و آرامش‏دهنده قلب‏ها را «توجه به خدا» و یاد او معرفى مى‏نماید، آنجا که مى‏فرماید: «اَلاَ بِذکرِ اللّهِ تَطمئِنُّ القُلوبِ» (رعد: 28)؛ بدانید و آگاه باشید که یاد خدا و ذکر او باعث آرامش دل‏هاست.و البته یکى از مصادیق کامل ذکر خدا «نماز» است و اساسا خداوند متعال فلسفه نماز را ظهور یاد خدا در دل‏ها بیان کرده است: «اَقمِ الصَلوةَ لِذکرى» (طه: 14)؛ نماز را به خاطر ذکر من و یاد من بپا دار.
در تبیین رابطه نماز و رفع نگرانی و اضطراب باید گفت:
از نظر روان پزشکان، اضطراب با یک احساس منتشر و مبهم دلواپسی که اغلب ناخوشایند و بدون دلیل است مشخص می شود که معمولا با یک یا چند مشکل جسمی همراه می‌گردد. از جمله شخص ممکن است علامت‌های جسمی چون احساس تپش قلب، تنگی نفس و درد قفسه سینه، خالی شدن سردل، تعریق، سردرد، تکرر ادرار، اسهال، گزگز دست و پاها، لرزش و... را نیز به همراه داشته باشد.
اضطراب، گاهی به شکل طبیعی در اشخاص سالم بروز می‌کند و گاهی به صورت بیمارگونه و دائمی در می‌آید که نیاز به درمان و مراقبت پزشکی دارد. با اینکه دلایل علمی گوناگونی از دیدگاه‌های مختلف به عنوان دلایل بروز اضطراب و تشدید آن ارائه شده است اما همچنان دور شدن از ایمان مذهبی، به عنوان یک عامل مهم در بروز اضطراب نقش غیرقابل انکاری دارد.( ترجمه فارسی سیناپس کاپلان ـ سادوک ـ ج دوم ـ صفحه 473)
و به این ترتیب نقش پیشگیری کننده و حتی درمانگر مذهب در مورد اضطراب قابل بررسی است.
نماز، عامل‌ سازنده‌ای‌ است‌ که‌ مقاومت‌ و ایستادگی‌ آدمی‌ را در نشیب‌ و فرازهای‌ زندگی‌، حفظ‌ می‌کند و نماز گزار در مقابل‌ هر خیر و شر و هر اقبال‌ و ادباری‌، تحمل‌ خویش‌ را حفظ‌ نموده‌ و به‌ هر بادی‌ نمی‌لغزد.شخص نمازگزار با ایمان به قدرت لایتناهی پروردگاری که در مقابلش کرنش می کند، خود را در مقابل هر عاملی که قصد به خطر انداختن و ترساندن (و در نتیجه مضطرب ساختن) او را داشته باشد ایمن می‌یابد و ضمن تکرار باور اعتقادی خود طی نمازهای پنجگانه یومیه این ایمنی همه جانبه را، به روان خود تلقین می‌کند و سرانجام آرامش عمیق را در وجود خود ملکه می سازد.
مؤمن با نماز خود با برون ریزی هیجانی خود و با تخلیه ناپاکی ها و افکار منفی، گامی به سوی پالایش روانی خود برمی داردو پالایش روانی یک نتیجه مشخص دارد و آن سلامت روحی و روانی فرد است.
از آن جا که انسان در نماز با همه اعضای بدن و حواس خود متوجه خدا می‌شود و از همه اشتغالات و مشکلات زندگی روی برمی‌گرداند، به هیچ چیز جز خدا و آیات قرآن که در نماز به زبان می آورد فکر نمی کند. همین حالت روی گردانی کامل از مشکلات زندگی و نیندیشیدن به آن در میان نماز موجب آرامش روان و سلامت روانی می شود.
با رویکرد روان شناختی، این حالت آرامش روانی در ایجاد وضعیت سلامت روانی تأثیر بالایی دارد و موجب کاهش شدت فشارهای عصبی روزانه و تنیدگی ها و تنش هایی که بسیاری از مردم دچار آن هستند، می شود.انسان بلافاصله پس از نماز، به ذکر دعا و تسبیح می‌پردازد که این تداوم همان حالت آرامش وسلامت روانی را موجب می شود. اصولاً انسان در دعا با خدای خود به مناجات می‌پردازد و از مشکلاتی که او را در زندگی مضطرب و افسرده می کند به او پناه می‌برد و با بازگو کردن مشکلات اضطراب انگیز در چنین حالتی از سلامت روانی برخوردار می‌شود.
علاوه بر مسائلی که ذکر شد، بیان مشکلات و مسائل پس از نماز موجب آرامش روانی می شود. این زمان، یک زمان طلایی است که فقط دراختیار افرادی که به اقامه نماز می‌پردازند، قرار می‌گیرد.
به طور کلی تحقیقات متعدد روان شناسان نشان می‌دهد که حالت روانی انسان با آشکار کردن مشکلات در حضور یک دوست صمیمی یا درمان گر رو به بهبود می‌رود.
حال تصور کنید که همین انسان اگر مشکلات خود را با خدا بازگو کند و پس از نماز به مناجات با پروردگار و دعا به درگاه او طلب یاری بخواهد، حالت روانی او تا چه اندازه بهبود پیدا می کند. ملاحظه می شود که همان نتیجه‌ای که در یک روان درمانی مؤثر و موفق حاصل می شود، از نماز نیز به دست می آید، زیرا آن احساس امنیت و رهایی از اضطراب را که نماز در انسان ایجاد می کند، موجب آزاد شدن نیروی روانی او می شود که این آزادی ضامن ایجاد سلامت روان است. نیرویی که قبلاً در زنجیرهای اضطراب، نگرانی و افسردگی، مقید و زندانی بود.
در نتیجه انسان حالت نشاط و طراوت را در همه وجودش احساس می کند. همین رابطه معنوی انسان با پروردگار در طول نماز و دریافت نوعی فیض الهی یا بارقه روانی از خداوند متعال، موجب رهایی نیروهای معنوی مستقر در انسان می شود و عزمش را جزم، اراده اش را قوی و همتش را بلند می کند.در نتیجه برای پذیرش علم و معرفت آماده تر و برای انجام کارهای بزرگ تواناتر می شود.
استاد جوادی آملی می‌گوید: خداوند متعال، حکیم است و حکیم کارهاى خود را از روى حکمت و تدبیر انجام مى‏دهد و در تشریع نماز هم رازهایى است که به تمام آن‏ها نمى‏توان پى برد، ولى با توجه به روایات و قرآن کریم، مى‏توان به بعضى از آن‏ها رسید. مهم‏ترین رازهاى عبادى همان طهارت ضمیر است که انسان جانش را از هر چه غیر خداست، پاک مى‏کند.(عبدالله جوادى آملى، اسرار عبادات، ص 31)
انسان هر لحظه به خداى متعال و عنایت او احتیاج دارد و اگر عنایت الهى لحظه‏اى از انسان قطع شود، نابود و هلاک مى‏گردد. دل انسان تنها با یاد و ذکر خدا مأنوس و آرام است و قلب انسانى با ذکر و نام او نورانى و باصفا مى‏شود.
وقتى قرآن کریم سخن از نماز به میان مى‏آورد، مى‏فرماید: «نماز بخوانید تا یاد مرا زنده کنید» (طه: 14) اگر یاد خدا به وسیله نماز ظهور کرد، قلب مطمئن و آرام مى‏شود.
کسى که دلش با یاد خدا مطمئن و محکم است، آرامش روحى و روانى دارد و هیچ هراسى از غیر خدا ندارد و امیدوار و آرام است؛ چون متّکى به قدرت و عظمت الهى است و انوار الهى در درونش رسوخ کرده و یاد خدا عامل طمأنینه او شده است.
قرآن مجید درباره یکی از اسرار نماز مى‏فرماید:«ان‌ الانسان‌ خلق‌ هلوعاً * اذا مسه‌ الشر جزوعاً * و اذا مسه‌ الخیر منوعاً * الا المصلین‌ * الذین‌ هم‌ علی‌صلاتهم‌ دائمون‌؛ همانا انسان‌ حریص‌ آفریده‌ شده‌ است‌؛ وقتی‌ شری‌ به‌ او برسد، فریاد می‌کشد و جزع‌ می‌کند و هرگاه‌ خیر ونعمتی‌ به‌ اوبرسد. بخل‌ می‌ورزد، مگر نمازگزاران‌ که‌ اینان‌، افرادی‌ هستند که‌ بر نماز خویش‌ مداومت‌ می‌کنند و به‌ آن‌ اهمیت‌ می‌دهند.» (معارج‌، آیات‌18ـ22)
استاد جوادی آملی می گوید:این‏ها طبیعت را کوبیده‏اند و فطرت را احیا کرده‏اند و خاصیت نماز احیاى فطرت است.» (عبدالله جوادى آملى، اسرار عبادات، ص 41)
پیامبر گرامى (ص) فرمودند: «مَثَل خانه‏اى که در آن از خدا یاد مى‏شود و خانه‏اى که در آن ذکرى از خدا به میان نمى‏آید، مانند مثل موجود زنده و مرده است.» (بحارالانوار، ج 75، ص 207) یعنى دلى که مرکز یاد خداست، آباد و آرام است و دلى که از یاد خدا تهى است، ویران و تاریک است و اندوه و اضطراب آن را فرا گرفته. تنها یاد خدا و ذکر او دل‏هاى پریشان را دوا مى‏کند.
حضرت على(ع) مى‏فرماید: «پروردگارا! تو از هر مونسى براى دوستانت مونس‏ترى و از همه آن‏ها براى کسانى که به تو اعتماد کنند، براى کارگزارى، آماده‏ترى. پروردگارا! آنان را در باطن دلشان مشاهده مى‏کنى و در اعماق ضمیرشان بر حال آنان آگاهى و میزان معرفت و بصیرتشان را مى‏دانى، رازهاى آنان نزد تو آشکار است و دل‏هاى آنان در فراق تو بى‏تاب. اگر تنهایى سبب وحشت آنان گردد، یاد تو مونس آن‏هاست، و اگر سختى‏ها بر آنان فرو ریزد، به تو پناه مى‏برند.»
( نهج‏البلاغه خطبه 225)
امام صادق (ع) فرمودند: «چه مانعى دارد که چون یکى از شما غم و اندوهى از غم‏هاى دنیا بر او در آید، وضو بگیرد و به مسجد رود و دو رکعت نماز بخواند و براى رفع اندوه خود، خدا را بخواند؟ مگر نشنیده‏اید که خداوند مى‏فرماید: از صبر و نماز یارى بجویید.» (فضل بن حسن طبرسى، مجمع‏البیان، ج 1، ص 100)
یکى از دانشمندان اسلامى مى‏گوید: از طریق ذکر خدا، همه مخاوف و ترس‏ها و بیم‏ها از میان برمى‏خیزند و همه ناراحتى‏ها از آدمى سترده مى‏شوند. آن‏گاه که فرد به یاد خدا مى‏افتد، قلبش با طمأنینه، معمور و آباد گشته، مالامالِ از رضا مى‏شود؛ قلبى که قبلاً آکنده از ترس و یأس بوده است. لطف و توجه پروردگار، قلب ذاکر را زیر سایه خود قرار مى‏دهد و انسان به این یقین و قاطعیت مى‏رسد که رهیدن از ناراحتى‏هاى درونى، سهل و هموار است و مى‏توان وسوسه‏ها را درهم کوبید و تخیّلات باطل را از خود دور ساخت.. چنین فردِ ذاکرى با خداست و از هیچ امرى بیمناک نبوده، از هیچ چیزى نمى‏ترسد و به هیچ عارضه روانى دچار نمى‏گردد. این حالت به خاطر ثباتى که خداوند متعال در دل او ایجاد مى‏کند، به هم مى‏رسد. (محمد غزالى، مکاشفة القلوب، ص 145-147)
بی جهت نیست که گاندى مى‏گوید: «دعا و نماز، زندگى‏ام را نجات داده است. بدون آن باید از مدت‏ها پیش دیوانه مى‏شدم. من در تجارب زندگى عمومى و خصوصى خود، تلخ کامى‏هاى بسیار سخت داشته‏ام که مرا دست‏خوش ناامیدى مى‏ساخت. اگر توانسته‏ام بر این ناامیدى‏ها چیره شوم، به خاطر نمازها و نیایش‏هایم بوده است.دعا و نماز را مانند حقیقت بخشى از زندگى خود نمى‏شمارم، فقط به خاطر نیاز و احتیاج شدید روحى آن‏ها را به کار مى‏بسته‏ام؛ زیرا اغلب خود را در وضع و حالى مى‏یافتم که احتمالاً بدون دعا و نماز نمى‏توانستم شادمان باشم. هر چه زمان گذشت، اعتقاد من به خداوند افزایش یافت و نیاز من به دعا و نماز بیشتر مى‏شد و بدون آن زندگى برایم سرد و تهى بود.» (مهاتما گاندى، همه مردم برادرند، ترجمه محمود تفضّلى، تهران، امیرکبیر، 136، ص 106)
ایمان به خدا و راز و نیاز با او به انسان امید و توان مى‏دهد و انسان احساس مى‏کند به پناهگاه مطمئن و با قدرتى متّکى است و از این‏رو، احساس نشاط و توانمندى مى‏کند و اگر این ارتباط با آن منبع عظمت و رحمت قطع باشد، احساس دل‏تنگى و نگرانى در او ایجاد مى‏شود و به بیمارى‏هاى روانى گرفتار مى‏آید. به این حقیقت روان‏شناسان و روان کاوان بزرگى همچون یونگ، اریک فروم، ویلیام جیمز و دیگران اشاره کرده‏اند و ایمان به خدا را اساس آرامش و سلامت روان مى‏دانند.
( مهدى پروا، روان‏شناسى یکتاپرستى، تهران، نشر انتشار، 1380، ص 78)
توماس هاسلیوپ (????) پزشک معروف هلندی در این باره می‌گوید: «مهم‌ترین جواب آرام بخش که من در طول سال های متمادی تجربه و مهارتم در مسائل روانی به آن پی بردم، همین نماز است. من به عنوان یک پزشک می گویم مهمترین وسیله در آرامش روان که ضامن از بین بردن تنش ها و اضطراب ها و افسردگی‌های روزمره است و من تا کنون شناخته ام نماز است.»





 
حالت تمدد اعصاب و آرامش روانی ناشی از نماز انسان را از اضطراب و افسردگی که بیماران روانی همواره از آن رنج می‌برند رها می‌کند. زیرا چنین حالت‌هایی عموماً تا مدتی پس ازنماز در انسان باقی می‌ماند و ادامه می‌یابد.
انسان گاهی در حالت تمدد اعصاب و آرامش روانی پس از نماز، با امور و مواردی اضطراب انگیز و یا با حالتی که او را افسرده می‌سازد، مواجه می‌شود.
تکرار بی حد و نشان این موارد با یادآوری آنها در تمدد اعصاب، آرامش نفسانی و سلامت روانی، پس از نماز ارتباط می یابد و به این ترتیب فرد از اضطراب و نگرانی ناشی از این امور یا موارد رها می شود. تأثیر مهم نماز در کاهش اضطراب، افسردگی بیماران روانی و ایجاد سلامت روانی، شبیه تأثیر روان درمانی برخی از روان درمان گران معاصر برای درمان اضطراب و افسردگی بیماران روانی است. روان درمانگران معاصر از جمله ژوزف و لپه برای درمان اضطراب و افسردگی از روشی استفاده می‌کنند که به (منع متقابل) معروف است و به نام درمان از طریق آرام سازی مشهور است. در این روش درمان گر می کوشد میان موارد اضطراب انگیز و واکنش مخالف اضطراب یعنی همان حالت آرامش روان، رابطه ایجاد کند.
نتایج تحقیقات فراوان نشان می دهد که انجام اعمال و فرایض دینی در کاهش تنش‌ها و تأملات روزمره و تأمین سلامت و بهداشت روانی افراد مؤثر است. ما در این جا به برخی ازتحقیقات اشاره می کنیم:
مهتاب و مریم روحى عزیزى (1380) تأثیر نماز را بر روى سلامت جسمى ـ روانى مورد بررسى کردند. در این پژوهش پرسش نامه‌هاى حاوى سؤالات گوناگون درباره نماز و تأثیرات آن در اختیار 45 دانشجوى دختر و پسر با میانگین سنى 20 سال قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که تقریباً 100% نمازگزاران معتقد بودند که پس از انجام این فریضه الهى به حالت سکون و آرامش روحى مى‌رسند, سختى‌ها و شداید زندگى را راحت‌تر تحمل کرده و نیروى مبارزه با مشکلات, امید و ایمان در آنها تقویت مى گردد و در راه کسب فضایل و دورى از رذایل گام برمى دارند و به طور کلى به دستورات خداوند متعال که در جهت بهتر زندگى کردن انسان ارائه شده گردن مى‌نهند که نهایتاً منجر به سلامت روانى و جسمى آدمى شده, سلامت اجتماعى او تأمین مى‌گردد. (تأثیر نماز به عنوان یکى از ارکان دین مبین اسلام بر سلامت جسمى ـ روانى نسل جوان، ارائه شده در اولین همایش نقش دین در بهداشت روانى، تهران, 27ـ24 آذرماه، دانشگاه علوم پزشکى و خدمات بهداشتى درمانى ایران)
موسوى و همکاران (1380) پژوهشى با هدف تعیین رابطه نحوه به پادارى نماز با اختلال افسردگى اساسى بر روى 100 بیمار مراجعه کنده به درمانگاه بیمارستان خورشید (1375) اصفهان انجام دادند. بدین ترتیب پرسش نامه اى محقق ساخته در مورد نحوه به پادارى نماز را بر روى بیماران و همزمان 100 نفر از افراد غیر بیمار تکمیل کردند. تحلیل داده ها توسط آزمون t و X2 صورت گرفت نتایج نشان داد که رابطه معنى دارى بین نحوه به پادارى نماز در 6 ماه قبل از ابتلاء به اختلال افسردگى اساسى با ابتلاء به این بیمارى بود.(مقاله رابطه نحوه به پادارى نماز با اختلال افسردگى اساسى، ارائه شده در اولین همایش نقش دین در بهداشت روانى, تهران, 27ـ24 آذرماه, دانشگاه علوم پزشکى و خدمات بهداشتى درمانى ایران)
رادفر و عروجى (1380) در پژوهشى با هدف نقش پاى بندى عملى به نماز در میزان شیوع اضطراب انجام دادند. در این پژوهش 400 دختر دانش آموز از نواحى 3گانه آموزش و پرورش شهرستان قم در سال تحصیلى (1379ـ 1378)) به وسیله پرسش نامه اضطراب کتل و فرم سؤالاتى که جهت ارزیابى پاى بندى عملى به نماز طراحى شده بود, آزمون شدند. نتایج نشان داد که افرادى که نمره نماز بالاترى دارند (توجه و پاى‌بندى بیشترى نسبت به اقامه نماز دارند) از اضطراب کمترى برخوردارند. ( مقاله بررسى نقش نماز در میزان شیوع اضطراب دختران دانش آموز مقطع دبیرستان شهرستان قم ،ارائه شده در اولین همایش نقش دین در بهداشت روانى, تهران, 27ـ24 آذرماه, دانشگاه علوم پزشکى و خدمات بهداشتى درمانى ایران)
جلیلوند واژه‌ای (1376) پژوهشى با هدف بررسى رابطه پاى بندى عملى به تقیدات مذهبى (نماز) و اضطراب دانش آموزان دبیرستانى شهر تهران در سال تحصیلى 76ـ 75 انجام دادند. در این پژوهش 501 دانش آموز دختر و پسر از مناطق 19گانه آموزش و پرورش شهر تهران با پرسش نامه اضطراب کتل و پرسش نامه سنجش میزان پاى بندى عملى به تقیدات دینى (نماز) آزمون شدند. نتایج نشان داد که بین نماز و اضطراب رابطه منفى و معنى دار وجود دارد. (مقاله مطالعه رابطه نماز و اضطراب در دانش آموزان دبیرستانى شهر تهران ، ارائه شده در اولین همایش نقش دین در بهداشت روانى, تهران, 27ـ24 آذرماه, دانشگاه علوم پزشکى و خدمات بهداشتى درمانى ایران)


2- نماز و مسولیت پذیری:
یکی از شاخصه‌های بهداشت روان نگرش‌های ناظر به زندگی مانند پذیرش مسئولیت‌ها بود که در این جهت نیز نماز نقش تعیین کننده ای دارد.چون نماز آداب و شرائطی دارد که نماز گزار باید آنها را مراعات کند مثلا لباسش غصبی نباشد در وقت نماز بخواند و در حال نمازبه اطراف خود نگاه نکند. این گونه مسائل مسئولیت پذیری را در انسان تقویت می کند.نمازگزار می فهمد که در زندگی فردی مسئول است و نمی‌تواند به هر کاری دست زندو اساساً یکی از فوائدنماز باز دارندگی نماز از گناه است.
قرآن مجید می فرماید:"إنّ الصلوة تنهی عن الفحشا و المنکر"(عنکبوت (29)، آیه 45) طبیعت نماز از آن جا که انسان را به یاد خدا نیرومندترین عامل بازدارنده یعنی اعتقاد به مبدأ و معاد می‏اندازد، دارای اثر بازدارندگی از فحشا و منکر است. انسان که به نماز می‏ایستد و تکبیر می‏گوید، خدا را از همه چیز بالاتر می‏شمرد... بدون شک در قلب و روح چنین انسانی، جنبشی به سوی حق و حرکت به سوی پاکی و جهشی به سوی تقوا پیدا می‏شود..."( تفسیر نمونه، ج 16، ص 284).
البته نماز دارای درجات و مراتب است. هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و حضور قلب و روح عبادت برخوردار است، اثر وضعی و بازدارندگی از گناه دارد.
امام صادق(ع) می‌فرماید: "مَنْ احبّ أنْ یعلم أقبلتْ صلاتهُ ام لم تقبل، فلْینظرْ هل منعتْه صلاتهُ عن الفحشاء والمنکر، فبقدر ما منعتْه منه، قبلتْ منه" "اگر کسی می‌خواهد بفهمد، نمازش قبول شد، یا نه ، به وضع و حال خویش بنگرد.اگر نمازش او را از گناه و معصیت بازداشت، پس قبول شده است.پس نماز به همان میزان و اندازه‌ای که تأثیر می‌گذارد و بازدارنده از معصیت می‌شود، مقبول است".(مجمع البیان، ج 8، ص 447)
مفسران برای آی"انّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر" دو معنا ذکر کرده‌اند:

رسم عاشق نیست با یک دل، دو دلبر داشتن
یا زجانان یا زجان بایست دل بر داشتن. 1

- نهی تشریعی، یعنی پیام آیه این است: ای نمازگزاری که به بارگاه ربوبی راه یافته‌ای و با او خلوت کرده‌ای و با "ایاک نعبد" بیعت نموده‌ای و با "ایاک نستعین" میثاق محکم بسته‌ای،گناه نکن، و اگر تاکنون در غفلت بوده‌ای دیگر گناه مکن و به عمل یا فردی نزدیک نشو که خدا دوستش ندارد.

2 - نهی "ان الصلاة تنهی عن الفحشاء" نهی تکوینی است، یعنی اقامه نماز یک اثر وضعی دارد و آن بازداشتن نمازگزار از نزدیک شدن به گناه است.
به پیامبر گفتند: فلان جوان انصاری که پیوسته در مسجد پشت سر شما نماز می‌خواند، آلوده به گناهان زشتی است و از آن دست نمی‌کشد فرمود: انّ صلاته تنهاه یوماً یک روزی بالاخره نمازش او را از گناه بازش می‌دارد و پاکش می‌کند" (تفسیر نمونه، ج 16، ص 287).

3- نماز و احساس مسولیت :
با اقامه نماز، احساس مسولیت در انسان بیدار می شود چون آن چه آدمی را به بی تفاوتی می‌کشاند غفلت است و نماز ضد غفلت است.
انسان در زندگی این جهان با توجه به "عوامل غافل کننده" به تذکر و یادآوری نیاز دارد. باید وسیله‏ای او را در فاصله‏های مختلف زمانی به مبدأ هستی توجه دهد، هدف آفرینش را به یادش آورد و از غرق شدن در گرداب غفلت و بی‏خبری بازش دارد. این وظیفه مهم به عهده نماز است. (تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج 13، ص 174)
به عبارت دیگر، انسان موجودی دو بعدی است و خداوند هستی‏بخش او را مرکب از جسم و روح آفریده است. همان‏گونه که وی از ابتدای خلقت جسم و ماده خویش تا پایان زندگانی در این دنیا به افاضه از ناحیه خالق خویش نیاز دارد و بدون آن لحظه‏ای درنگ نخواهد کرد، در زندگانی روحانی نیز از هنگامی که درک و شعورش کامل شد تا پایان زندگانی به فیض‏بخشی از سوی مبدأ پیدایش خویش نیازمند است تا قلبش نمیرد و به زندگانی روحانی‏اش ادامه دهد؛ و این مقصود جز از راه ارتباط با آفریدگار متعال حاصل نخواهد شد؛ و چنان که خود فرموده و در آیات بسیاری از قرآن بر آن تأکید ورزید: بهترین راه ارتباط با او نماز است. از این رو، در نخستین دستورها به موسی(ع) آمده است"نماز را برپادار تا به یاد من باشی" (سوره طه 20/آیه 4 )
علامه طباطبایی(ره) می‏گوید: این که در این آیه "ذکر" و یاد خدا را مخصوص نماز کرده بدان سبب است که نماز برترین عملی است که فروتنی و بندگی در آن نمودار می‏شود؛ و به عبارتی در نماز "یاد خداوند" تجسم پیدا می‏کند.(المیزان فی تفسیرالقرآن، علامه طباطبایی، ج 16، ص140 )
قرآن کریم در دو سوره مؤمنون(آیات 1 تا 11) و معارج(آیات 22 تا 34) به ترتیب شش و هشت ویژگی انسان‏های شایسته را برشمرده و در آغاز و انجام آن‏ها نماز را مطرح فرموده است. از نماز شروع و به نماز ختم می‏گردد. خداوند در این خصوص می‏فرماید:
1 - "الذین هم علی صلوتهم دائمون؛ آنان همواره نمازشان را می‏خوانند" و هرگز نماز را ترک نمی‏کنند ( سوره معارج، (70) آیه 23 )
2 - "والذین هم فی أموالهم حق معلوم للسائل و المحروم". نمازگزار کسی است که همه آنچه را در اختیار او است، به خود اختصاص نمی‏دهد، بلکه سهمی را هم برای فقرا منظور می‏کند.( همان، آیات 23 - 25)

4 - "والذین هم من عذاب ربهم مشفقون؛ آنان از عذاب خدای سبحان هراسناکند".(همان، آیه 27 )
5 - "والذین هم لأماناتهم و عهدهم راعون؛ آنان که امانت‏ها را (چه مالی و چه غیر مالی) رعایت می‏کنند و به تعهداتی که بین خود و خدا و بین خود و دیگران دارند پایبند هستند.( همان، آیه 32)

7 - "والذین هم علی صلوتهم یحافظون" مؤمنان کسانی هستند که بر نماز خویش مواظبت دارند و اوقات‏نماز را مواظبت می‏کنند.( همان، آیه 34)
از این که صفاتی مانند امانتداری و وفاء به عهد و کمک به نیازمندان و شهادت به حق دادن که از انواع مسولیت های اجتماعی است درزمره آیات نماز ذکر شده است، می توان گفت:نماز واقعی انسان را به انجام این گونه مسولیت ها وا می دارد.
از سوی دیگر نماز ستون دین است واگر نیک بنگریم در می‏یابیم همه فعالیت‌های اجتماعی بسان طناب‏ها یا چوبک‏های اطراف خیمه‏اند. البته برای برپا ماندن خیمه به همه این طناب‏ها و چوبک‏ها نیاز است؛ اما آنچه انگیزه کارهای نیک را تقویت می‏کند و کارهای امر به معروف و جهاد و... جهت می‏دهد یاد خدا است که بهترین قالب آن نماز است.
نکته مهم دیگر تاثیر نماز در تقویت همیاری مردم و احساس مسولیت آنان است.همه می دانیم مستحب است نماز‌های روزانه بویژه نماز صبح و مغرب و عشا به جماعت اقامه شود. در اسلام به این امر مستحب سفارش اکید شده، از مجموع روایات استفاده می‌شود که اصل اوّلی در نماز‌، به جماعت خواندن است، مگر این که انسان عذری داشته باشد. استحباب و ثواب آن به اندازه‌ای است که رسول خدا(ص) در جنگ هم به جماعت نماز گذارد و به فرادا توصیه نکرد. (بحار، ج 5 ص 21) در حدیث دیگر آمده: حاضر نشدن به جماعت از روی بی‌اعتنایی جایز نیست. (وسائل الشیعه، ص 293، باب 2 ح 8)
همه این‌ها گویای اهمیت نماز جماعت است. روشن است آن همه سفارش و تأکید و ثواب بر پایه مصالح و فوایدی است که بر جماعت مترتب است. از امام رضا(ع) نقل شده که: "کمک به نیکی و تقوا است و مانع از خلاف‌ها و نافرمانی‌های خداوند است". ( وسائل الشیعه، ج 8، کتاب الصلاه)
از دیگر آثار نماز جماعت بر طرف شدن کدورت‌ها و کینه‌ها واختلافات ونیز تقویت روح وحدت و برادری بین مسلمانان و نزدیکی دل‌ها است. همچنین موجب مساوی بودن فقیر و ثروتمند، رئیس و مرئوس، سیاه و سفید، کوچک و بزرگ است..
امام صادق(ع) فرمود: "خداوند به وسیله صف‌های جماعت دل‌های نمازگزاران را با هم هماهنگ می‌کند".(همان، ج 8، باب 70، ح 7)
قرار گرفتن در صفوف به‌ هم پیوستة جماعت امتیازها و برتری‌ها و غرور‌های کاذب را دور می‌کند و انسان را به ماهیت خود آشنا می‌سازد. با شرکت در نماز جماعت مسلمانان از حال یکدیگر و حوادث و مشکلات که احیاناً برای جامعه اسلامی پیش می‌آید، با خبر می‌شوند. این عبادت با اجتماعی که همه در حال رکوع و سجودند، باعث رحمت خدا می‌گردد.
خداوند در سوره انفال پس از آن که از ایمان در قلب سخن گفته، می فرماید: "الذین یقیمون الصلوة و ممّا رزقناهم ینفقون اولئک هم المؤمنون حقاً آنان که نماز را اقامه کرده و از آن چه به آنان روزی دادیم، در راه خدا انفاق می کنند، مؤمن واقعی هستند".( انفال (9) آیة 4 - 5) یعنی ایمان واقعی و حقیقی، عمل را به همراه دارد. عمل فردی و عبادی و ارتباط با خدا و راز و نیاز با او، نیز عمل اجتماعی و نیکی به دیگری و دستگیری از مستمندان و خدمت به خَلق.. در غیر این صورت ایمان واقعی و حقیقی نخواهد بود. فریضه نماز امری نیست که فقط بنده را به خالق و پروردگارش نزدیک سازد و حلقه اتصال بین عبد و معبود را شدّت بخشد و عشق به خدا در قلب و باطن او زنده سازد، بلکه در عین قرب الهی، او را با جامعه انسانی پیونده داده و نسبت به سایر انسانها بلکه تمام همنوعانش ولو غیرمسلمان یک فرد مسئول بار می‌آورد. بی جهت نیست که در قرآن مجید نماز در کنار زکات آمده است. این آیات به مسلمانان می آموزد که ارتباط با خالق از ارتباط با مخلوق جدا نیست. نمازی که با حس مسولیت همراه نباشد نماز واقعی نیست. اهل نماز به فکر اجتماع خویش بوده و تلاش دارند که با دادن زکات و اعطای صدقات، جامعه را از فقر بیرون آورند. «و اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة و ما تقدّموا لانفسکم من خیر تجدوه عندالله؛ و نماز را به پا دارید و زکات را ادا کنید. هرکار خیری برای خود از پیش فرستید آن را نزد خدا خواهید یافت.» (بقره/110)

3 - "والذین یصدّقون بیوم الدین" نمازگزاران کسانی هستند که به قیامت باور دارند، چون یاد معاد انسان‏ را طاهر می‏کند و همه مشکلات در اثر فراموشی قیامت است. (همان، آیه 26) 6 - "والذینهم بشهاداتهم قائمون؛ کسانی که در شهادت‏های خود ایستادگی می‏کنند". ‏( همان، آیه 33)

از سایت http://www.shaaer.com/articles/viewarticle-27607.aspx



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٩ | ۱:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : محمدرضا | نظرات ()
  • فروش بک لینک | قالب وبلاگ